لعل یار

سخن یا کلام

                                  بخش اول                                             

                                                    سخن یا کلام

آهنگی میباشد که با حرکت زبان و دهن از حروف تشکیل یافته و برای بیان مقصود استفاده شود. به عبارت دیگر سخن یعنی تفهیم معانی مختلف و تشریح حالات متفاوت میباشد. سخن وقتی ادبی میشود که گوینده مقصود خودرا به بهترین وجه بفهماند,خاطر شنونده را برانگیزاند و باعث انقباض یا انبساط او شود.  این  خاصیت آن سخنی میباشد که دارای فصاحت، بلاغت، و دیگر محسنات لفظی و معنوی باشد.  دانستن همچون فنون ادبی را فنون (علوم) بلاغت یا صناعات ادبی میگویند.

                                                      نظم و نثر

سخن دو نوع میباشد: نظم و نثر
نظم سخنی است موزون و مقفی.  اما نثر سخنی را گویند که در قید وزن و قافیه نیست. 

نثر مسجع
آن است که جمله های قرینه دارای سجع (قافیه) باشد. اگر در قید سجع نباشد آنرا مرسل گویند، یعنی آزاد. یک نمونه’ نثر مسجع گلستان سعدی است.
در واقعیت نثر مسجع فاصله یی است بین نظم و نثر مرسل.
باید یادآور شد که هردو نثر بر دو قسم میباشند:
ا- نثر ساده و زودفهم
ب - نثر مشکل و مغلق
مثال نثر مرسل ساده - کیمیای سعادت

مثال نثر مرسل مشکل - بعضی قسمتهای کلیله و دمنه

مثال نثر مسجع ساده -  مناجات خواجه عبداله و گلستان سعدی
مثال نثر مسجع مشکل - تاریخ معجم. 

فنون بلاغت شامل سه فن است به نام های معانی و بدیع و بیان که بنام فن بدیع یا علم بدیع نیز یاد میشود.

فن بدیع
بدیع یعنی آرایش سخن فصیح و بلیغ، چه نظم باشد و چه نثر. اموری را که باعث آرایش کلام فصیح میشود، محسنات و صنایع بدیع میگویند مثال جناس،سجع، ترصیع....

فصاحت و بلاغت (سخندانی)
آن است که سخن درست و شیوا و مناسب حال و مقام باشد. درستی سخن آنست که اجزا’ کلام و ترکیبب بندی آن،موافق قواعد دستور و لغت باشد. آوردن کلمه’ نادرست را در فنون ادب مخالفت قیاس (ناهنجاری لفظ) و جمله’ غلط را دارای ضعف تا’لیف (سست پیوند) میگویند.

مخالفت قیاس (ناهنجاری)
آن است که کلمه موافق  قواعد لغت و دستور نباشد.  مثال:
خویش - گرفته شده از کلمه’ خوی
داوطلبین - درست آن داوطلبان است

جانآ ، زبانآ، حسب الفرمایش، حسب الخواهش غلط میباشند.

ضعف تا’لیف (سست پیوندی- سخن سست)
آن است که ترکیب جمله برعکس قوانین زبان باشد. مثال:
- استعمال ضمیر ذی روح در جمله’:
(قلم ها شکستند و کاغذ ها پاره شدند) به جای ضمیر مفرد - (قلم ها شکست و کاغذها پاره شد.)
- حذف کردن فعل بدون قرینه،مانند:

امروز هوا سرد (بود) و شاگردان سرما خوردند.آگر فعل (بود) را حذف کنیم جمله غلط میباشد.

اما اگر قرینه در کار باشد، جمله را میتوان با یک فعل نوشت. مانند:
(معلم وارد صنف و مشغول تدریس شد.)  


                                                      سخن شیوا

آنچه پیش از این آمد راجع به درستی کلام بود، ولی سخن شیوا آن است که جمله روان و نزدیک به فهم باشد.  درگوش شنونده خوش آیند و به مقصود گوینده رسا باشد. پنج شرط فوق بر سخن شیوا آمده است.

سلاست و جزالت (روانی و استحکام)
سخنی که روان باشد و پیچیده و مغلق نباشد، آنرا سلس و منسجم و آن حالت را سلاست و انسجام گویند.  
جزالت آن است که سخن فشرده و پرمغز و جمله دارای الفاظ قوی و محکم باشد.

غرابت (ناآشنایی)

کلمه‘ که در گوش مستمع سنگین و ناخوش آهنگ باشد آنرا غریب و نا آشنا، و آن حالت را غرابت می گویند.

مانند کلماتی که در زمان بسیار قدیم استفاده میشد اما امروز ناما‘نوس اند.

تنافر (ناسازگاری)

آن است که بین حروف و کلمات سازگاری و هم آنگی وجود نداشته باشد.  آنطور کلمات و عبارات را متنافر، و ضد آنرا ملایم و متلایم یعنی سازگار میگویند.  تنافر به دو قسم لفظی و معنوی است. تنافر لفظی هم به دو قسم است: تنافر حروف و تنافر کلمات:-

تنافر حروف - آنست که آنگ تلفظ کلمه بر زبان سنگین باشد. مثال: عهخع و یا در شعر مولانا:
دو دهان داریم  گویا همچو  نی
یک دهان پنهانست در لبهای وی
(ن) دوم نیز در کلمه‘ (پنهانست) باید ساکن ادا شود.  

تنافر کلمات - آن است که الفاظ جمله به تنهایی تنافر نداشته باشند اما خواندن آن جمله بر زبان سنگین باشد. مثال: (خواجه تو چه تجارت کنی.) ضد آنرا که به گفتن آسان باشد روان و متلایم میگویند.

تنافر معنوی یا تنافر جمل و عبارات - آن است که جمله های نثر یا مصرع های نظم هرکدام به تنهایی معنی داشته باشند، اما در مجموع (بیت) از لحاظ معنی با هم ناسازگار باشد. مثال: خانه‘ ملک و دین شود آباد - باده پیش آر هرچه باداباد

تعقید (پیچیدگی و دشواری) - جمله‘ که فهم آن دشوار و معنی آن پیچیده باشد، دارای تعقید است و تعقید به دو نوع لفظی و معنوی است:

تعقید لفظی - آن است که دشواری معنی جمله از جهت تقدیم و تا‘خیر یا حذف کلمات باشد:
من آن سپهر (م)که دایم چنانکه مهر به ماه
حرف م یا ام حذف شده و معنی دشوار.
تعقید معنوی - آن است که فهم جمله از جهت استعمال کنایات، مجازات...، دشوار باشد.

تتابع اضافات و کثرت تکرار
این دو نیز از عیوب فصاحت به شمار میروند اگر بی مورد و بدون ضرورت بکار روند.

تتابع اضافات - آوردن کسره های پی در پی:
اثر, وصف, غم, عشق, خطت

کثرت تکرار - آن است که یک کلمه را چند بار تکرار کنند:
یار یار است اگر یار وفادار بود
یار چون نیست وفادار کجا یار بود

 

                                     فصاحت کلمه و کلام و متکلم
فصاحت بر سه نوع است:
فصاحت کلمه (کلمه’ فصیح)- آن است که کلمه از سه عیب مبرا باشد:
-مخالف قیاس
-تنافر حروف
-غرابت (و کراهت در سمع)

فصاحت کلام (جمله)- آن است که از ترکیب کلمات فصیح ساخته شده باشد، و خالی از شش عیب باشد:
- ضعف تا‘لیف
- تعقید
- تنافر کلمات
- تنافر معنوی
- تتابع اضافات (بدون ضرورت)
- کثرت اضافات (بی مورد)

فصاحت متکلم - قدرت بیان و نیروی انشا’ سخن فصیح است.  متکلم فصیح کسی است که نیروی گشاده زبانی و انشای سخن فصیح داشته باشد. 

                                             بلاغت کلام و متکلم
بلاغت یعنی رسایی و صفتی است برای کلام و متکلم.  اما کلمه را بلیغ نمیگویند. 


بلاغت کلام - آن است که جمله فصیح، و برای بیان مقصود گوینده رسا، و مطابق و مقتضی حال و مقام باشد.  مثال در جاییکه مقام مقتضی ایجاز و اختصار است، سخن را موجز و مختصر بگویند و در موردی که مقتضی تفصیل و اطناب است، کلام را مفصل بیاورند.

بلاغت متکلم - قدرت انشای سخن بلیغ است، و مرادف آن را سخندانی میگویند.  متکلم بلیغ کسی است که قوه‘ بیان شیوا و بلیغ داشته باشد، و آن مخصوص به سه طایفه از اهل ادب است:
- شعرا
- نویسندگان
- سخنوران یعنی خطبا و وعاظ
اما قدرت ایجاد کلام فصیح بلیغ، اول مربوط به استعداد خداداد است،و دوم مربوط به تمرین و ممارست در عمل، مطالعه و تتبع آثار بلغا و استادان ادب.

 

+ نوشته شده در  Mon 26 Jan 2009ساعت 11:57  توسط مسعود اثیم رحیمی  |